|
پاوه شار
|
||
|
وبلاگ دیارمان |
با احترام خدمت شما
۱. پاوه شار صرفاً منعکس کننده نظرها و دیدگاه های شخصی ماست.
۲. پاوه شار همچنان معتقد است مخاطب باید شفاف و صریح خود را معرفی نماید، از نظر ما فردی که نمی تواند با اسم واقعی خود ظاهر شود، نمی تواند سخن یک جامعه را هم بیان نماید، چرا که بار مسوولیت را در همان ابتدا از شانه ی خود خالی نموده است.
۳. تمام مخاطبان گرامی که مایل به انعکاس نظرهایشان در بخش مطالب وبلاگ پاوه شار هستند باید با اسم واقعی خود مطالبشان را ارسال نمایند.
با سپاس از حضورتان در پاوه شار لطفا مطالب خود را در وبلاگ شخصیتان منعکس نمایید، بی گمان یکی از مخاطبان شما خواهیم بود. باز هم سپاسگزاریم.
وقتی چند سال پیش (1386) رييس مركز تحقيقات انستيتو كانسر بيمارستان امام خميني (ره) اعلام كرد: «بر اساس مطالعات صورت گرفته در مراكز تحقيقاتي دانشگاهي سالانه 30 هزار نفر در كشور در اثر سرطان جان خود را از دست ميدهند.» شاید باورمان نمیشد که روزی این بیماری چنان شایع شود که در شهرستان ما تبدیل به یک معضل شود، معضل از آن جهت که هزینههای درمان بسیار بالاست و راههای دسترسی به درمان بسیار دور!
در همان سال دكتر محمدعلي محققي در گفتوگو با خبرنگار «بهداشت و درمان» خبرگزاري دانشجويان ايران (ایسنا) اعلام کرد: «طبق آخرين آمارهاي موجود در كشور، سرطان در رديف مسايل كلان بهداشتي و درماني محسوب ميشود و
(در این یادداشت میتواند مخاطب تمام زنهایی باشند که آفرینندهی درد هستند اما مخاطب من، با توجه به اینکه در پاوه زندگی میکنم، زنان دیارم هستند.)
راستش دلم از زنهای دیارمان پٌر است! مینویسم پٌر تا از اصطلاحات خودشان استفاده کرده باشم! که بدانند نسبت به آنان غریبه نیستم. راستش هرچی فکر میکنم بیشتر به این نتیجه میرسم که همه دردها و مشکلات جامعهی من از زنهای دیارمان نشات میگیرد. قبلاً هم در این مورد بارها نوشتهام و دوستم که کارشناس ارشد مطالعات زنان است در انتقاد صریحاش از من گفت: چگونه انتظار داری بدون بستر سازی زنان دیارمان زنانی مدنی و شهروند مدار باشند! دوستم اعتقاد داشت زنان دیارمان حق دارند غیبت کنند و بسیاری دیگر از رفتارهای زنان این دیار! چون برای آنان بسترسازی نشده است.
من اما ماندهام که تا کی باید این رفتارها را توجیه کنیم و با این توجیه شاهد بازتولید این رفتارها باشیم! چرا زن دیارم برای روز عید فطر که تنها یک روز است دو پیراهن، هر یک به مبلغ 20 هزار تومان تهیه میکند اما برای کلاس آموزشی فرزندش میگوید باید منتظر سر برج باشد؟! چرا وقتی به او میگویم این رفتار اشتباه است میگوید: تو نمیفهمی! نباید مقابل زنهای فامیل کم بیاوریم، پشت سرمان حرف میزنند و.... ! این چه منطقی است که من باید با «عدم بسترسازی برای رشد»، آن را توجیه کنم؟!
چرا زن دیار من که کارشناس ارشد است مبلغ یک میلیون و 200 هزار تومان را بابت سه قواره پیراهن یک نوع هزینه میکند تا تنها خودش از آن پارچه و آن پیراهن داشته باشد؟! در حالی که در همسایگیاش مردی بر اثر سرطان درد می کشد و 500 هزار تومان پول دارو ندارد تا دردش تسکین یابد و کمی آن طرفتر عدهای خیر و نیکوکار مشغول جمع آوری کمکهای مردمی برای بیماران سرطانی هستند!
دلم میگیرد! از دوستم که این رفتارها را توجیه میکند، از خودم که نمیدانم چگونه با این موضوع کنار بیایم و بدتر اینکه چگونه این درد را درمان کنم؟! با این درد چه کنم؟! بدتر از همه چرا توجیهاش کنم؟!
چرا برای رفتن به یک مجلس عروسی، آن هم از ساعت 7 تا 12 شب، زنان ما تا به این حد خود را میآرایند و به لباس و ... خود میرسند اما حاضر نیستند برای یک عمر زندگی خود اندکی زمان صرف کنند و بیاندیشند؟! اشتباه نشود؛ من نگفتهام که به خود نرسند و خودشان را برای مراسم عروسی آماده نکنند، این کار را بکنند اما فردای عروسی به جای بد گویی کردن از زن فامیل، به راههای زیباتر کردن زندگی خود بیاندیشند و زندگی خود را هم با آرامش و محبت آذین کنند. به جای اینهمه سرک کشیدن در زندگی همدیگر و تهیه لیست نقاط ضعف همدیگر، اندکی هم به آرامش زندگی خود، فقط بخاطر خودشان، بیاندیشند!
آیا هر یک از این زنان دیار من که عادت به بدگویی کردن و پشت سر دیگران حرف زدن را دارند، میدانند آرامشی را از یک انسان سلب میکنند و امنیت روانی فردی را از بین میبرند؟!
من هنوز نمیدانم چرا زن دیارم تمام هم و غماش ازدواج است! وقتی ازدواج کرد تو سری زدن به شوهر مهمترین بخش رفتارش را تشکیل میدهد و وقتی بچهدار شد دیگر شوهرش از درجهی اعتبار ساقط میشود و همه زندگیاش میشود فرزندش.
وقتی تنها دلخوشی دختر کوچک همسایهمان عروسکهایش هستند یاد دلخوشکهای مادرش میافتم که همه را عروسک
میداند! با این تفاوت که حجم عروسکها برایش بزرگتر است. از این دیدگاه ابزاری زنان دیارم به انسان و انسانیت چه میتوانم گفت؟!
راستش مطمئنم کسی که این مطلب را میخواند قطعاً از جامعهی خواب آلود زنان دیارم نیست، آنان را با مطالعه چه کار؟! آنان را با تفکر و بحث و مناظره و .. چه کار؟! هنوز نتوانستهاند زن همسایه را سرجایش بنشانند! آنان را با مطالعه چه کار؟! کاش دوستم
میگفت پس چگونه بسترسازی کنیم؟! راستی تکلیف آزادی زنان در این وسط چیست؟! چرا در تعریف زن دیار من، مردی که اتومبیل به دست زنش میدهد و میگذارد در خیابانها به اصطلاح دور بزند به زنش آزادی داده و مرد خوبی است؟! چرا از دید زنان دیارم، مردان به زنانشان آزادی میدهند؟! پس خودشان این میان چه جایگاهی دارند؟!
هر گوشهی این موضوع را مینگرم خود را به عنوان یک زن، بیشتر از پیش، مقصر تمام دردها و مشکلات این جامعه میدانم. فکر میکنم ما زنان باعث سرخوردگی «جوان» دیارمان شدهایم، ما باعث گسترش آسیبهای اجتماعی مانند اعتیاد، تکدیگری و ... بودهایم، ما عامل مصرف زدگی جامعه شدهایم و ... . پس چرا اینقدر راحت خود را توجیه میکنیم و میگوییم برایمان بسترسازی نشده؟! چرا مسوولیتپذیر نیستم؟! تا کی با این توجیهات، مانند کبک سرمان زیر برف بماند؟!؟!؟!؟!؟!؟!




همواره این را با خود بخوان :
رویاها تجدید نشدنی است؛ مهم نیست سن و شرایط ما چیست ، مهم آنست که هنوز توانائی های دست نخورده ای در درون ما وجود دارند و زیبائی تازه ای در انتظار ظهور است!
آزادي اين نيست كه هر كس هر چه دلش خواست بكند، بلكه آزادي حقيقي قدرتي است كه شخص را مجبور به انجام وظايف خود مي كند.
به گزارش خبرگزاري فارس از پاوه، اين شهر چند سالي است كه از معضلي پايدار به نام ترافيك رنج ميبرد كه ناشي از عرض كم معابر، تمركز فعاليتهاي تجاري در قلب شهر، ضعف سيستم حمل و نقل عمومي، افزايش جمعيت، عدم تمركززدايي، نبود حركت گردشي تاكسيها در سطح شهر، تردد خودروهاي تك سرنشين در ساعات پيك ترافيك، استقرار مطب پزشكان و بازار ميوه و ترهبار در محدوده بين ميدانهاي شهدا و مولوي است. معضلي كه باعث شده با تراكم خودروها در ساعات مياني و پاياني روز در خيابان اصلي شهر پاوه، اقشار مختلف مردم و مسافراني كه قصد عبور از اين شهر را دارند درگير آن شوند.
بر اساس اين گزارش دو سوم وسايل نقليه پارك شده در خيابانهاي پاوه تك سرنشين و متعلق به كارمندان و بازاريان بوده و طرحهاي جلوگيري از ترافيك سنگين در اين شهر از قافله اجرا عقب مانده است.
اين نكته هم نبايد از نظر دور بماند كه سالهاست خيابانهاي شهر پاوه تغيير چندان محسوسي نكردهاند و حتي يك سانتيمتر هم به عرض بعضي از خيابانهاي اين شهر اضافه نشده و همان وضعيت روزهاي اوليه احداث را دارند، اما جمعيت و به تبع آن خودروهاي اين شهر روز به روز در حال ازدياد هستند و اين امر نويد دهنده روزهايي سختتر براي شهروندان در آيندهاي نه چندان دور است.
شهردار پاوه در گفتوگو با خبرنگار فارس در پاوه درباره اين معضل اظهار داشت: فعلاً برنامهاي براي تعريض مسير ميدان مولوي به سمت ميدان شهدا وجود ندارد، زيرا با توجه به وضعيت توپوگرافي شهر پاوه اين كار شهرداري را متحمل هزينههاي هنگفتي خواهد كرد كه خارج از توان ماست.
جمال ابراهيمي افزود: شهرداري دو پاركينگ در اين مسير احداث كرده كه مساحت هر يك از آنها بالغ بر چهارهزار متر مربع است، ولي مردم رغبتي به استفاده از آنها نشان نميدهند و همچنان وسايل نقليه خود را در حاشيه خيابان پارك ميكنند.
وي اجراي كمربندي، از سه راهي شمشير به نورياب را در كاهش بار ترافيكي پاوه بسيار مؤثر دانست و ابراز داشت: اين كار بايد توسط اداره راه و ترابري انجام شود، ولي تاكنون اقدامي در اين باره انجام نگرفته است.
لازم به يادآوري است از ديگر مشكلات بسيار جدي كه شايد دست مسئولان را در آينده براي تعريض اين مسير تنگتر كند انجام ساخت و سازهاي پرهزينه و گرانقيمت در حاشيه خيابان اصلي شهر پاوه است كه اگر اين رويه تداوم يابد، تعريض اين خيابان در آينده كاري بسيار پردردسر و شايد غيرممكن باشد.
ضروري است شهرداري پاوه با مشورت شوراي شهر و محوريت شوراي ترافيك نسبت به كاستن از معضل ترافيك شهر اقدام كرده و براي رفع هميشگي اين مشكل، گامهايي اساسي بردارد.
انتهاي پيام/ن20
منبع: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=9005180382



|
|